ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

81

تاريخ گيلان ( فارسى )

گفتار در بيان آمدن سليمان خان بيگلربيگى شيروان به جانب گيلان حسب الاستدعاى قرابهادر و كامران چون كامران ميرزا و قرابهادر از صلابت شيرزاد ماكلوانى ، به هزيمت رفته بودند و به رودبار كهدم رسيده ، خبردار مىشوند كه سليمان خان بيگلربيگى شيروان - نوهء عبد اللّه خان - حسب الفرمان شاه خدابنده ، به اتفاق عساكر شيروان ، به قشلاق ولايت خراسان مىرود و مشار اليهما از غايت قلق و اضطرار و نهايت عجز و انكسار در موضع حرزه و بسار « 1 » طارم نزد او رفته ، عرض مىكنند كه شما دخترزادهء پادشاه ايرانيد و بيگلربيگى شيروانيد ، بواسطهء دفع فتنه و محافظت ملك به خراسان مىرويد . گيلان هم الكاى محروسهء پادشاه ايران است و پسران شاه جمشيد خان نيز دخترزادهء پادشاه ايران و خاله‌زادهء شما مىباشند . در اين ولا شخصى از ملازمان ايشان خروج كرده ، در مقام خسارت و خرابى گيلان است و ما مبلغ يك هزار تومان به شما مىدهيم كه به گيلان آمده ، رفع و دفع مخالف كرده ، عود نمائيد . سليمان خان بيگلربيگى ، به طمع جيفهء دنيائى كه سرمايهء خرابى و

--> ( 1 ) - نسخهء د : حرزه و يسار .